السيد محمد حسين الطهراني
180
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
بس ، و ثانيا اين را با حرف V كه رمز موفقيت است ، خاطرنشان نموده باشند . V از اين تابلوها بر هر ادارهاى ، و كانونى ، بالاخصّ در سالن بيمارستانها ، و درمانگاهها ، و محلّ اجتماع مردم ، زده مىشد . و مردم مىديدند . بيچارهها هم باور مىكردند . و از زيادى بچّه خوددارى مىكردند . و زنها دسته دسته به درمانگاهها مىآمدند ؛ و قرصهاى ضدّ حاملگى را به عنوان هديه و تحفه مجّانى مىگرفتند ؛ و خوشحالانه با خود مىبردند . غافل از اينكه اين قرصها ، همچون قرص استركنين سمّ قاتل است كه بر روى آن لعاب شيرين كشيده باشند . پزشكان غير متعهّد ، و خود فروخته هم ، پيوسته در روزنامه و راديو و تلويزيون ، تبليغات را در اين موضوع بالا مىبردند . يك روز پزشكى به خانمى كه براى معالجه نزد او رفته بود ؛ گفته بود : خانم ! رحم زن ، حكم درخت را دارد . مگر درخت چقدر ميوه مىدهد ؟ ! اين زن هم به منزل آمده بود ؛ و بناى بدسرى در آبستن شدن با شوهرش گذارده بود . شوهرش در مسجد نزد من آمد ؛ و از زنش شكايت كرد ؛ و گفتار دكتر را كه به وى گفته بود ؛ بازگو كرد . گفتم : اين دكتر در اين سخن مغالطه نموده است ؛ و به اصطلاح عامّهء مردم ، حقّهبازى نموده است . برو منزل و به عيالت بگو : درخت ميوه تا زنده است ميوه مىدهد . به مجرّد آنكه به بلوغ خود رسد ؛ در بعضى از درختان در سال دوّم ؛ و در بعضى نيز ديده شده است كه در سال أوّل ، ميوه مىدهند . درختان ميوه هر سال مرتّب ميوه مىدهند . هيچ ميوهشان قطع نمىشود ، مگر زمانى كه آفتى به آنها برسد ؛ و ريشهء آنها كرم بزند . در اين صورت چوب است . ديگر درخت ميوه نيست . آن را مىبرند . بسوزند چوب درختان بىبر * سزا خود همين است مر بىبرى را بچّه شادابترين ميوهء خوش زندگى است ؛ و عالىترين ثمرهء حياتى از بوستان انسانيّت ، و معطّرترين گل از گلستان بشريّت است . زنهائى كه بجاى